Biography is to Persian and English Lenguage !
.................................................................
Hello !
Good time !
I, Mohammad Mosaddegh, have born in 1350 Solar (1971 A.D) in Air force district, Tehran, Iran. I have been living in nature of Gilan province, Iran, with my younger sister and old father, since five years ago. Virgin nature of forest has provided me with an opportunity to think and write better. During my residence, I have deeply inspected nature and surrounding creatures and I understood the natural school. I have experienced a sinuous life full of various happy and sad events; nevertheless, I have neither felt proud nor upset due to happiness or problems with the help of the Lord. I was keenly interested in writing when I was a teenager. Finally I started blogging and writing social, economic, political and cultural articles for pursuing justice since my youth as a result of problems I felt in different aspects of society. After youth I was gradually inclined to career evolution in the field of morality and believes. Because inertia in character and believes stops mankind from development of faith, morality, wisdom and knowledge. On the other hand, shortage is a part of creatures since merely the Lord is perfect and ideal. I used to study stories, scientific and historical books as well as political, cultural and scientific newspapers and magazines. Afterwards, to compensate my failure in obtaining diploma in high school I started studying in Professional and Technical centers and achieved certificates in Electronics and Computer Graphic. In my adolescence and bloom of youth I used to listen to variety of music. I prefer a moral music which is decorated by a poem. The Lord always formed a portion of my emotional life and behaving according to humanity was a part of my life. I have had a nonviolent nature since my childhood. I have preferred kindness and forgiveness. As a result, during my childhood, adolescence and youth I was oppressed rather than being cruel.
I had not been motivated yet to perform useful research on quiddity of monotheism religions. In my youth I experienced first God's favor. I took a droplet of immense divine truth in presence of salvation order, rod of Moses and Moses and during a divine revelation and dream. In this way the Lord has led people to true divine religion which was aim of my master Moses, my honor Zoroaster and my leader Jesus. After a decade I accessed to the truth of that divine revelation and reconsidered my believes. Moreover, I investigated holy books of monotheist religions. During my research a celestial guide revealed nature of holy books for me. I have understood that nobody will fight for sake of God but one only should be kind for sake of god because the true leader goes in this direction; because kindness is the true divine religion which may survive and save society and governors.
..........................................................................
! با درود و وقت بخیر
! حضور هموطن عزیز و هم نوع عزیز, در ایران و سایر ملل جهان
اینجانب محمد مصدق، متولد 1350 خورشیدی (1971 میلادی) هستم که زادگاهم، در کشور ایران، شهر تهران، منطقه نیروی هوایی است. اکنون، در سال 1391 خورشیدی (2012 میلادی) حدود پنج سال شده است که باتفاق پدر سالخورده ام و خواهر کوچکترم، در طبیعت استان گیلان، در کشور ایران اقامت دارم. طبیعت بکر جنگل فرصت بهتر اندیشیدن و نوشتن را برایم فراهم ساخته است. طی اقامت، طبیعت و موجودات پیرامون را مورد بررسی ژرف قرار داده، واقف، به مکتب طبیعی گشته ام. سالیان زندگیام دارای فراز و نشیب بسیار و رویدادهای خوش و ناخوش متعددی بوده است؛ لیکن من، به یاری آفریدگار فرید از خوشیها مغرور نشده ام و از ناخوشی ها مکسور نشده ام. در سن نوجوانی، وجودم مآلامال از شوق نویسندگی شده بود. بلاخره، در سنین جوانی بدلیل نابسامانی های عدیده، در عرصه های مختلفهی حاکمه و جامعه، به مقاله نویسی و وبلاگ نویسی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در راستای عدالتخواهی و آزادگی پرداختم. پس از جوانی است که اندک اندک متمایل، به تحول شخصیتی و خودسازی، در عرصه اعتقادی و اخلاقی شده، در این مسیر، اهتمام وافر ورزیده ام؛ زیرا سکون شخصیتی و اعتقادی، نوع بشری را از توسعه ایمان، اخلاق، عقل، منطق و دانش باز میدارد. از سوی دیگر، نقصان، در آفرینش نهادینه شده است؛ زیرا فقط یزدان دارای کمال میباشد. طی سنین نوجوانی و جوانی کتابهای داستانی، علمی، تاریخی، روزنامه و مجله سیاسی، فرهنگی و علمی را مطالعه مینمودم؛ سپس، در عنفوان جوانی، در راستای جبران ناکامی، در اخذ مدرک دیپلم هنرستان و دبیرستان، اقدام، به تحصیل، در مراکز فنی و حرفه نموده، توفیق اخذ مدارک رشتههای برق، الکترونیک و طراحی گرافیک رایانهای را حاصل نمودم. سنین نوجوانی و عنفوان جوانی موسیقی های متفاوت گوش فرا میدادم. موسیقی، در حیطه اخلاق را میپسندم که سرودهی شاعری، آن را مزین ساخته باشد. همواره خداوند فرید، بخشی از زندگی اعتقادی و احساسی مرا شامل شده، رعایت موازین انسانی، جزیی از زندگی ام بوده است. من از کودکی، سیرت و سرشت نافی خشونت داشتم. بیشتر محبت و گذشت را دوست داشته ام. از اینرو سرشت مذکور، مرا، در وقایع زندگی، در برهه کودکی، نوجوانی و جوانی مظلوم واقع میساخت، نه ظالم.
هنوز انگیزه ای برایم پدید نیامده بود که تحقیقات مفیدی درباره ماهیت ادیان توحیدی انجام دهم. در این حین، سنین جوانی را سپری میکردم که نخستین لطف وعنایت خداوند، شامل حال این بنده سراپا تقصیر شده، طی مکاشفهی رویایی و ملکوتی، در حضور رستگاران، عصای موسی و موسی نبی حضور یافته، قطره ای از بیکران حقایق الهی را اخذ نمودم. بدینسان خداوند متعال، مردم را، به دین راستین الهی که موسی سرورم، زرتشت فخرم و عیسی مقتدایم خواستار آن بودند، راهنمایی کرده است. من پس از یک دهه تاخیر و قصور، به حقایق آن مکاشفهی ملکوتی دست یازیده، در اعتقادات خویش تجدید نظر نموده، کتب مقدس ادیان توحیدی را مورد تحقیق و بررسی قرار داده ام. طی تحقیق، یک راهنمایی الهی، قدسی و ملکوتی، مرا واقف، به حقیقتی نمود که ماهیت کتب مقدس ادیان توحیدی را برایم عیان ساخت. اکنون نیک دریافته ام که کسی، در راه خداوند نمیجنگد، مگر علیه او؛ بلکه فقط، در راه خداوند بایست محبت نمود که هادی راستین الهی، بدین طریق گام مینهد؛ زیرا محبت، دین راستین الهی است که جامعه ای و حاکمه ای را ایمن و امین میسازد. ...